کتابهایی که با رویکرد داستان به حواث تاریخی خلق می شوند در رده هشت فا شصت و دو گم می شوند و خواننده خود را از دست می دهند اگر پژوهشگری بخواهد یک دوره تاریخی را بکاود چقدر در پی داستانهای تاریخی آن دوره خواهد رفت ؟ پاسخ به این سوال یک کار تحقیقاتی را می طلبد. با عنایت به این نکته در مقاطع ای کتابهای رمان یک مأخدغیر قابل انکار هستند . در همین راستا چندی قبل کتاب شریفجان شریفجان را خواندم که در سالهای دور از خامه تقی مدرسی تراوش کرده است که به یک حادثه مهم و سرنوشت سازتاریخ ایران پرداخته است . پیرامون آن صدها مقاله و دهها کتاب و چندین فیلم سینمائی در کشور بوجود آمده است . وقتی کتاب به شریفجان شریفجان می رسید و آن را مطالعه می کنید . در می یابید از بسیاری از آن مقاله ها و کتابها بی نیاز شده اید . بخاطر اینکه یک دیدگاه جامع در حول آن واقعه پیدا کرده اید . جریان متحد الشکل کردن لباس مردم ایران در دهه اول هزار و سیصد شمسی و نیز توطئه کشف حجاب بانوان مسلمان و دریک کلام اجرای تجدد وارداتی به روز مردم آن را آورد دیدند و شنیدیم و خواندیم آنچه گفتند و نوشتند . کتاب فوق الاشاره در فضای آن سالها نوشته شده است راوی داستان پسرک نو بلوغی است . که در یک خانواده اشرافی که در حال از دست دادن جایگاه اجتماعی خود است زندگی می کند . و جریان داستان از دید او نگاشته شده است . تقابل نظام نوین که مظهر قدرت آن نظامیان هستند . در تیپ رئیس شهربانی شریفجان شریفجان با خانواده اصلانی ها شروع ماجرا ی کتاب است . شریفجان یک شهردر همسایگی کویر است با غروب خورشید چراغ موشی ها در شهر روشن می شوند باد کویری دشمن سرتقی برای این چراغها است . مردمی که با شیپور خاموشی که در میدان مشق نواخته می شود به خواب می روند. مظاهر تمدن جدید در شهر آمده است . در شهر کوچک شریفجان رومه منتشر می شود که بقال شهر وظیفه خواند آن را برعهده دارد . تفسیر اخبار و تشخیص صحت وسقم آن اخبار را جمع گوش دهندگان انجام می دهند . که گاه با درگیرهای لفظی همراه است . وقتی قرار است . جامعه ای پوست بیاندازد همه چیز گذشته سیاه و بد می شود . خانه اصلانی ها سیاه است . که همین خانه سیاه برون داد اخلاق کهنه و سیاه مالکان فرصت طلب آن است . که در جریانات ی همه چیز خود را از دست داده اند . و اینک باید پاسخ گوی دادگاهی باشند که دادخواست توسط آن دادگستریی تنظیم شده است .که طرف دعوای آن رئیس نظمیه است . فرهاد همه این جریانات را می بیند اما نمی تواند علت آن را درک کند . پدری که دارد معنویت و مادیت خود را از دست می دهد وازدید مردم و ازجمله فرزندش پنهان نیست . در مدرسه و بطور کلی همه جای اجتماع صحبت از گاردان پارتی است که در آن مقامات با همسرانشان شرکت می کنند . شایعات پیرامون این مجالس آنقدر زیاد است که فرهاد پی همه چیز را به تن بمالد و شب را برود وازلابلای درختان شاهد این جشن باشد و دریابد که آیا شایعات صحیح هستند یا خیر؟ چقدر سخت است دریک جامعه عده ای بر خلاف رسوم حرکت کنند . و آحاد آن شهر نیز آنان را از خود بیگانه پندارند . با این حال باید مطیع آنان هم باشند . مظاهر این جبر اجتماعی باید نمود پیدا کند در یک شهر کویری بدون در نظرگرفتن موقعیت سامنان شهر چه تعداد باسواد در یک شهر کویری در آن دوره وجود داشته است ؟ آن هم طبقه نسوان که حالاباید یک مجله مخصوص بانوان داشته باشند با همه مقتضیات آن . مسلم است که در جامعه آن روز این همه تحولات شکل مضحک به خود بگیرد . تشریف فرمائی ها همه با بگیر و ببند شکل می گرد .در سایه سنگین امینت سکوت فرا گیر بر شهر حاکم می شود . این همه راحاکمان دلیل رضایت می پندارند. سراسر کتاب شریفجان شریفجان گردان پارتی است آن با عده ای معدود و بقیه آحاد مردم گرفتار زندگی روز مره خویش و اگر خبری هم برای آنها جالب است بیشتر مایه وقت گذرانی آنها است . گره ای که در داستان وجود دارد همانا شکایت سرهنگ جهان سوز است که آمده است همه پیشینه جامعه را بسوزاند . نماینده این جامعه خانواده اصلانی است که دیگر اصلی ندارند و ملک آنها که روزگاری جلال آبادشان بوده است اینک باید به جهانسوز برسد . دیگر مقامات شهر در شریفجان نقش میانه دارند . باد از طرف بیاید آنها به همان سو می روند . نقش ن در شریفجان در گروههای گوناگون ن در هر طبقه اجتماعی تفاوت دارد . اینکه در پایان دادگاه رای به خانواده اصلانی می دهد شاید از این بابت باشد . که این خانواده هایی که صدها سال بر جان و مال مردم حاکم بوده اند چرخش قدرت را به خوبی تشخیص می دهند . و با دست دردست نهادن با روسای همین نظامیانی که فقط با حربه زور آشنا هستند می توانند آنان را به عقب برانند . داستان شریفجان شریفجان آئینه تمام نمای کشور د ردورانی است که برهه ای از تاریخ بوده است که باگذشت چندین دهه رخ از زنگارآ ن زدوده شده است .با این حال خواندن این داستان خالی از لطف نیست
شریفجان ,شهر ,یک ,کتاب ,ای ,داستان ,است که ,که در ,شریفجان شریفجان ,شده است ,آن را ,کتاب شریفجان شریفجان

درباره این سایت