جــزامــی هــــا
سخنرانی های آقای حسین سنابادی صد درصد حرفه ای و مجذوب کننده است ایشان یکی از ستون های استوار تاریخ شفائی در کتابخانه آستان قدس هستند چند روز پیش که گزارش کار پژوهشی خویش را ارائه می کردند در مورد جذامی های مشهد بود آنچه در پی می آید آشنائی راقم این سطور با آن جریان است که امیدوار است هم بکار ایشان آید و هم دوستان بهره ای برده باشند .آقام خدا بیامرز تو کار تزریقات ، پانسمان، وصل سرم و نمونه گیری ( خون گرفتن ) بود. در زمان خودش با افراد مختلف در تماس بود . مثلا می گفت سال ۵۶ بود . در خیابان تهران می رفتم کسی مرا صدا زد . ایستادم . گفت : دکتر مشهد است . چند تا آمپول دارد بیاید منزل پدرش . چند روز رفتم تا دوره تزریقات او تمام شد . بعد هم دکتر رفت و خبر آوردند که در انگلستان شهید شده است . این آخرین باری بوده است که پدرم دکتر علی شریعتی را از نزدیک ملاقات کرده بود . سالهای ۵۲ یا ۵۳ بود روزی پدرم گفت : میخواهم بروم آسایشگاه محراب خان (شهید هاشمی نژادبعد) مریض دارم من هم رفتم . وقتی وارد سر سرای ساختمان شدیم . گفت: تو همین قناریها را نگاه کن تا من کارم را انجام دهم یک پاسیوی بزرگ بود با چند صد قناری با درختهای تزئینی قناری ها یک آن آرام و قرار نداشتند . با صدای آقام به خودم آمدم و رفتیم . وقتی پرسیدم که چرا صورت و دست آن آدمها آنطور بود . گفت : اینها خوره دارند . ….
در دبیرستان ( ۱۳۵۵) دبیر جامعه شناسی به مناسبت خدمت به همنوع و ایثار گفت : الان چند پرستار مسیحی دارند در همین مشهد ما به بیماران جذامی خدمت می کنند در حالی که هیچیک ازپرستاران ایرانی حاضر به اینکار نشده اند. ….
چند سال بعد که توفیق بدست آوردم که کتاب عدل الهی استاد شهید مرتضی مطهری را بخوانم در صفحه ۳۹۱ آن نوشته بود …. بخاطر دارم روزی یکی از همشهری های من که مرد مسلمان و متدینی است به تهران آمده بود و با من ملاقات داشت همین مسئله را طرح می کرد . این مرد سری به بیمارستان جذامیها در مشهد زده بود و از مشاهده پرستاران مسیحی ایکه صمیمانه (لااقل به عقیده او ) به جذامی ها خدمت می کردند ، بهیجان آمده بود و تحت تأثیر قرار گرفته بود و در همانحال این مسئله در ذهنش طرح و دچار شک شده بود .توجه دارید که پرستاری از جذامی ها کاری سخت و بسیار دشوار است . وقتی که این بیمارستان در مشهد تأسیس شد پزشکان کمتر حاضر می شدند در آنجا خدمت کنند و کسی هم برای پرستاری آنها راضی نمی شد . در رومه ها برای استخدام پرستار دعوت بعمل آمد، در سراسر ایران حتی یک نفر هم به این دعوت پاسخ مثبت نداد ، چند تن از دختران تارک دنیای مسیحی از فرانسه آمدند و پرستاری جذامی ها را بعهده گرفتند . ( عدل الهی چاپ دهم شهریور ۱۳۵۷) …. در سال ۶۰ هم که اسنادکهن آستان قدس مربوط به دوران قاجار را بررسی می کردم . به چندین گزارش برخوردم که از بیمارستان شاهرضا(امام رضا(ع)) بود که در آن نوشته بود گاری حمل نان برای جذامی ها آمد و نان را تحویل گرفت . و نیز گزارش تخلیه نانها که گاری را نزدیک قلعه برده بودند و با فاصله گرفتن از گاری ساکنان قلعه اقدام به تخلیه گاری کرده اند .
روزگاری که در بخش مجلات کتابدارو همکار در کار تدوین فهرست موجودی رومه های کتابخانه بودم تمام رومه خراسان را کاویدم هم کار هم علاقه شخصی چندین مقاله و گزارش پیرامون آن راهبه ها در خراسان وجود دارد . از جمله یک عکس در همان وقت چاپ شده بود که نشان می داد هواپیمایی در فرودگاه مشهد نشسته است و سه راهبه در حال پایین آمدن از پله های هوایپما هستند . در صف مستقبلین هم استاندار ، مدیرکل بهداری خراسان و … حضور داشتند . …سال ۱۳۸۳ بود خبر رسید که عزیزی را حادثه ای اتفاق افتاده و اورژانس او را به بیمارستان شهید هاشمی نژاد (آسایشگاه قبل) برده است . آسمیه سر خودم را به بیمارستان رساندم . کمی که گذشت و آرام شدم به اطراف که نگریستم تا شاید نشانه ای از سالها پیش پیدا کنم . پیدا کردم آن پاسیو قناری ها را که حالا یک شیلگنگ و سطل با چند (تی ) سرنگون که جای همه قناری ها گرفته بودند . ….
هم ,ها ,جذامی ,… ,مشهد ,های ,جذامی ها ,بود و ,که در ,قناری ها ,به بیمارستان


درباره این سایت